پسرم برگرد!

دیشب کودک تمبل با همسرشون یهویی مهمون شام ِ خونه ی کودک چهار شدن.
بعد خیلی یهو سرسفره یاد کودکا زنده شد و خاطره آفرينی هامون و وبلاگ پر خواننده مون!
جای همه ی کودکان خارج نشین و داخل نشین خالی بود!
کلی ِ کلی به پسر گلمون خندیدیم و این که چقد ما ناجور بودیم(و البته هستیم!) و چقد اذیت میکردیمش!
و کلی یاد معلم ها زنده شد و خلاصه خنده ها رفت.




کاش می شد برگشت به روزای طلایی این وبلاگ ! :دی
آه! کجایید خواننده های پروپاقرص ما؟!



پ.ن: ینی پست از این بی مزه تر؟!



کودک چار


...

یک وقت هایی بود که خداحافظی برای رفتن به سفر، مرام بود. یک وقت هایی بود رفقا مرام داشتند و همان وقتها مرام ِ کودکان به مراتب بیشتر از رفقا بود؛ یعنی ما 5، 6 نفر روی هم یک حساب ویژه ای باز کرده بودیم. نمیدانم کوتاهی ها از کجا شروع شد که این طور شد.

که کودک... برود مکه و مدینه و برگردد و ما نفهمیم.

که کودک ... صبح ِ شبی که پرواز دارد به استانبول و قرار است از قضا مدتی هم آنجا بماند، اس ام اس بزند که من دارم می روم و خداحافظ! همین قدر رسمی و عجیب که آدم حتی توان جواب دادن به اس ام اس را نداشته باشد.


قبل تر ها بهتر بودیم.




کودک 4




بهار بهار!

کودکا!

بهارتون مبارک!

زندگیتون بهاری, تنتون سالم, لبتون خندون, دلاتون شاد و روزگارتون کودکانه!

خدای مهربونمون, امسال هم لطفا "حول حالنا الی احسن الحال"

خوشحال باشین!


کودک یک ه رییس!


کوچه مون آجريه عروسمون چادريه!!


ده اسفند عروسی ِ کودک دو بود! کودک دو عروس بود! خیلی هم شیک و عروس بود! سایر کودکان هم با موهای آلبالویی و نارنجی و قرمز و مشکی و قهوه ای در مراسم حاضر بودن و در میز ِ مهمی جاگیر شده بودن و اقدام به تشویق عروس و داماد و مادرها با سوت و دست و زدن روی میز کردن!
گزارش تصویري مراسم در پایین آمده است:



خواهر عروس که یک پارچه عروس بود برای خودش



برادرزاده ی شیکولانس ِ داماد که عجیب بووور و بی رنگ بود


و باز خواهر عروس کدومه؟ همون که اون میونه.... آآآآ... دسا شله شله شله


و .... عکس عروس و خواهر عروس!


و در آخر عکس عروس و داماد!

.

.

.

.

.

.

.

البته داماد چون چهره ی سرشناسی ممکنه باشه/بشه صورتش پنهان شده اما کودک دوی عروس که آشنای ِ همه ی خوانندگان عزیز ه سانسور نشده!

.

.

.




همین! :)


* تیتر برای کاهش عقده در کودک تمبل گذاشته شده که در مراسم هی گفت اینو بخونیم و نخوندیم :)


کودک چار ِ زحمت کش



توجه مبذول بدارید


کودکان ه فهیم ه جان

بیاید دست به دست هم بدیم یه قراری بذاریم

انقدر هم کنکل نکنیم و سه جان رو مکدر نکنیم

باشد که سه جان باز هم ما رو ببره کافی شاپ


اینجانب من خودم و همه تون رو تهدید می کنم که

تا آخر هفته فرصت دارید زمان های خالی هفته آینده تون رو اعلام کنید

هر کی تا جمعه نگه باید شام بده




کودک ه تمبل ه پرکار ( اگه بدونید من از 18 ام هر روزش جز روزهای تعطیل رسمی و چهاشنبه امتحان داشتم :(( )



دیدار شد میسر و غیره !!

 

 

 

به و به و به

با توجه به این که امروزکودک ۱-۳-۴ و تمبل همو دیدن و چ قدرم جای کودک ۲ خالی بودو اصن ی وعضی ک در وصف نگنجد ، بنا شد زین پس چارشمبه ها ساعت ۱۲ تا ۲ و نیم همو ببینیم :) باشد ک خدا را خوش بیاید !

 

برای ثبت در تاریخ

کودک ۳ ی خوشال !

 

 

پ.ن :

         هرگاه خدا براي بنده اي خير بخواهد، دوستي شايسته نصيب او مي کند.
        * حضرت محمد(ص)

 

 

 

تولد آقای غیاثی




یادمه اقای غیاثی هروقت حرف تاریخ تولدش می شد میگفت من از اولش هم معلوم بوده یه ربطی به ریاضی دارم. تاریخ تولدم تصاعد هندسی ه؛ چاهار هشت شونزده

 
حالا نزدیک یک سالی هست که آقای غیاثی پیش ما نیست. این مرد عزیز اما بدجوری جایش پیش ما خالی ست. قرار است به مناسبت تولد امسالش جمع شویم در قطعه ی نام آوران


قطعه نام آوران ( 255) ردیف 53، شماره 14


 
کنار معلم مهربانمان
 
پنج شنبه
پنج آبان 90
از ساعت14الی 16

تقدیم برای عرض تبریک!




بدین وسیله چن روز پیش ه کودک رئ تبریک و تهنیت عرض کرده و غیره و ذلک !



احوال ه رفقا چ طوره ؟




-کودک ه 3 ی کرک و پر ریخته -




از طرف من که تنها بهانه ی زندگی تو هستم


سال 85

90 شد

یعنی 5 بهار به صورت جدی گذشت

این سه جان نه تنها ما رو شیراز نبرد

از یک لیوان بهار نارنج هم دریغ کرد

حالا شما به من بگید تمبل


هی آدم میخواد به رو نیاره...

لااقل شامشو بده





پ.ن:چهار جان واسه جهازت یه مبل پسندوندم با سرویس چینی که واست انتخاب کردم بسی ست می شد

فک کن که من چقدر به فکرتم !!


پ.ن :واقعا چرا باید از سه سر رئوستا استفاده کرد؟

یعنی چی اصلا که سه سر رئوستا تو مدار باشه ؟

از آزمایشگاه متنفرم از همه واحدش کمتره کارش بیشتره




یک کودک تمبل

آه و فغان!

کودک ه سه فکر نکن امروز یه زنگ زدی من دیگه باهات قهر نیستم!!!

بین ما هر چی بوده تموم شده!!!

الاخ!

این شعرم از سر ناراحتی به تو تقدیم میکنم!

نامهربونی

نمیخواهی بدونی

گذشته برنگشته

رسوای شهرم

برو من با تو قهرم!

که آب از سر گذشته!


در ضمن! برای اینکه از دلم در بیاری چهارشنبه ی دیگه میتونی مهمونم کنی!

کودک یک ه خشم زده ه متشنج!

برای سالِ  سوم، حفظ کردیم خود را!



حفظ کردیم خود را

۱۳ به در

حفظ کردیم خود را

بیرون شهر

حفظ کردیم خود را

گل بود زیبا

حفظ کردیم خود را

نچیدیم آن را

حفظ کردیم خود را

کردیم بازی

حفظ کردیم خود را

تاب و توپ بازی

حفظ کردیم خود را

رد بولو دیدیم

حفظ کردیم خود را

حتی خریدیم

حفظ کردیم خود را

leken نخوردیم

حفظ کردیم خود را

بستنی خرستیم

حفظ کردیم خود را

چاقاله خریدیم

حفظ کردیم خود را

نمک دزدیدیم

حفظ کردیم خود را

۲ سیر خریدیم

حفظ کردیم خود را

دخترَ رو دیدیم

حفظ کردیم خود را؟

خیلی ترسیدیم

حفظ کردیم خود را؟

کاش نمی دیدیم

حفظ کردیم خود را؟

دختر لجن بود

حفظ کردیم خود را؟

خداش بزرگ بود؟

حفظ کردیم خود را؟

دختر سالم* بود ؟

حفظ کردیم خود را؟

پسرَِِ رو دیدیم

حفظ کردیم خود را

اَه اَه چه آلو**

حفظ کردیم خود را

عرفانو دیدیم

حفظ کردیم خود را

اول چایی بود

حفظ کردیم خود را

بعدش اون جا*** بود

حفظ کردیم خود را

بعد تر تو پارک بود

حفظ کردیم خود را

حفظ کردیم خود را

حفظ کردیم خود را

حفظ کردیم خود را

حفظ کردیم خود را

 



*سالم = نا مریض

**آلو= در فرهنگ ه لغت ه شیرازی مترادف با سیب زمینی در فرهنگ ه لغت ه غیر شیرازی ها ذکر شده :)

پ.ن: کودک ۳ تا کی می خوای آلو رو توجیه کنی؟!

***اونجا : مهد ه کودک ه عرفان

 

 



کودک 4



یاسمن بانو

سلام بسیار از ما به همه کودکان اعم از ۱،۳،۴ و تمبل و غیره!

خواستم فضا رو عوض کنم.

این هم شما و این هم جدیدترین عکسها از یاسمن بانو:

 

کودک دوم!

صد سال بعد ...


در حالیکه زلزله ی مهیب ژاپن بعضی را به تکاپوی تطبیق علائم ظهور با وقایع زمانه کرده

و در حالیکه قذافی با مردم لیبی درگیره و شاید امام موسی صدر زنده باشه

و در حالیکه حسنی مبارک فرار کرده

و مامان بابای ما که دارن می رن عربستان قراره که عربستان خشمانه بشه

من و آحا به اوج تعالی خودمون نزدیک میشیم باشد


من : راستی برات یه چیزی خریدم

آحا: دنت ؟!

من : باریکلا از کجا فهمیدی؟! *

آحا: پس کی می دی بخورم؟

من : وقتی سایت رو کامل طراحی کردی!!!

نمی دونی که کلی تا مونده بودم نوشیدنی طالبی بخرم یا دسر توت فرنگی

آحا:واسه پذیرایی تو سفره می تونیم از انواع و اقسام دنت استفاده کنیم  

من : فکر خیلی خوبیه

فک کن که صد سال دیگه که از اسرائیل خبری نیست و تو کتابای تاریخ عبرت شده یه عده می شیینن تعریف می کنن که صد سال قبل یه اسرائیلی بود که یه سری دنتایی داشت که بعضی ها بودن تو سفره هاشون از اونا استفاده می کردن

بعد مستمعین بر سر و صورتشون بزنن و گریه کنن که ای وای صد سال پیش مردم به چه جهالتی گرفتار بودن تازه اسم خودشون رو مسلمون هم می ذاشتن ! 



 

*لازم به ذکر است که من تنها چیزی که واسه آحا می خرم دنت ه !

**لازم تر به ذکر است که ما با آگاهی کامل از اسرائیلی بودن این محصول به جد از آن استفاده کرده و لحظات صورتی مان را سرخابی م ی کنیم




یک کودک تمبل هستم

کودک خاله زنکی که به وضوح بدحال است! :دی

 

سلام

 

وااای چقد درود بر روح بنیانگذار انقلاب که اومد واسه مون انقلاب کرد که الان ایرانسل بیاد واسه مون وایمکس ارائه بده که الان من بیام اینجا صحبتامو ارائه بدم بعد هوفصد ساااال

:)

 

بهله بهله...

 

(فاتحه برا آقای غیاثی جان فراموش نشه)

 

آقا غرض از مزاحمت بر همگان واضحه که چندیست من و تمبل جان عروس شدیم(بزن دس قشنگه رو) بعد یک دو ماهی پی خريد حلقه پیر و ملول گشتمیتا(مثنای مونث گشتمی)

بعد من امروز ناگهان یه سایت حلقه ی خارجی دیدم به مرز جنون رسیدم گفتم بیام جنونامو تقسیم کنم باهاتون :اس

آخه شما نمیدونید چقد طلا اینا زشته تو تهران بعد این خارجیا طلاهاشون انقد شیک و شکیل و مجلسی ه آدم به جا شوهر خودش دلش شوهر خارجی میخواد

والا به خدا

 

حالا بريد ببینید می فهمید من چی میگم

ها راستی کودک درایورم در این غصه ی عظمی با ما هم غصه بود! :)

 

حلقه ازدواج خارج نشین های خارجی

 دقت کنید که شش صفحه ست حلقه ها!! ازون پایینش بريد صفحه های بعد

آفرين

 

 

 

چار جان هستم

 

 

 

 

قتل !

 

 

خواب دیدم من و کودک ۴ هم دس شدیم زدیم بقیه رو کشتیم ! 

فک کنم از زور ه حسودی و اینا

خیلی مفرح بود !

بعد اینا که هیچ چی ! کودک تمبل سعی می کرد بهمون باج بده تو خواب !

بیدار شدم کلی ی ی ی ی خندیدم

چیزیم نی !

یک فضایی بود !

 

وااااااای ! ایشالا قسمتتون شه !

 

کودک ۳ :)

ما
هستیم
کما بیش هستیم
خسته ایم اما انگار کمی...
دوریم انگار کمی بیشتر....
داغداریم انگار حتی...
انگار که حالا
که دیگر نیست
ما گم شده ایم....
گفته بودم که هست
میگویم که هست
و من باور دارم که او حالا
از هر وقت دیگری بیشتر هست....

دلم برای آقای غیاثی...خیلی خیلی تنگ شده..براش فاتحه بفرستیم..و به یاد بیاوریم..پیرمرد مهربان ما..چگونه ما را "دخترم" خطاب میکرد....

!

کودک دو میدونی هیچ صحیح نیست همین جوری پست مردم رو بدون اطلاعشون پاک کنی؟

یه دکمه خوب هست به اسم پست موقت.

میتونستی این کارو کنی.

دیگه این کار رو تکرار نکن خوب نیست.

کودک یک.

عروس و داماد همدیگه رو ندیده بودن....

 

...و این بار نیز کودکان شگفتی ِ دیگری آفریدند.

منتظر ِ نوشته های کودک تمبل پیرامون ِ جلسه ی امروز ساعت ۵ در منزل ِ این کودک باشید!

 

 

 

پ.ن: کودک تمبل یا خودت میای اعتراف می کنی یا ما خودمون همه ی همه ی همه چیزو میگیم اینجا جلو همه. بدو بیا زود.تا اول ماه رمضون وقت داری فقط!

پ.ن۲: این که کودک ۲ چطور در رفتند، بماند! وقتی شام  به چه تپلی ازتون گرفتیم متوجه میشید که کتمان و پنهان کاری، چاره نیست!

 

:)

 

کودک ه چار ی که از فرط هیجان در پوستش به سختی جا شده.

 

 

 

 

یاد باد!

برمیگردم به حدود سه سال پیش! مهرماه.

یادتونه؟!؟!؟!:::

به راستی ما چیستیم؟ (شاید هم کیستیم؟)

 

 و اینک به استحضاااار می رسانیم:


نام: کودک

شهرت: اول

آدرس:مرکز شهر

تلفن:۶۶و خورده ای (خط ه جدا داره ها)

موبایل:۰۹۱۲و خورده ای/و۹۳۵۹و خورده ای/۰۹۱۹و خورده ای

ویژگی بارز:فکر زمستونش نیست!

ترک ه :تبریز

دارایی ها: یک خط تلفن / ام.پی / ۳ خط موبایل (اسغفر الله) / اتاق خصوصی / ۲ واحد آپارتمان / زبانی کاملاْچرب، نرم،انعطاف پذیر جهت زدن ه مخ و خر کردن آحاد مردم جامعه از جمله : ***ها!، دبیران و .../ یک داداش که زن داره/ یک زن داداش که شوهر داره / یک بابا که قهرمان است (سرویس) /کیف ه پول ه مالامال از اسکناس های آبی / انگیزه ی بالا برای داشتن علاقه ای به خصوص به تمام ه (تمام که می گم یعنی همشون)رشته های دانشگاهی/ چشمی که بی.ام.و ندیده/***/***/***/***/***/***/***

 

مرد مناسب برای کودک اول (قابل توجه بعضی طرف داران ه خوش خیال !):پول دار، مرفه ،پول دار، مرفه ، پول دار، مرفه و سرانجام زن ذلیل و بسیاااااااار حرف گوش کن!


نام: کودک

شهرت:دوم

آدرس: غرب

تلفن:۴۴ و خورده ای

موبایل :۰۹۱۲و خورده ای

ویژگی بارز: متین (خیلی متین (خیلی خیلی متین( خیلی خیلی خیلی متین ))) باوقار ،  سنگین و رنگین (! )،باحیا ، درس خوان ، خانواده دار ، در یک کلام دارای شرایط ازدواج!!!

ترک ه : تهران انگار!

دارایی ها: بابای کارخونه دار/ بابای کارخونه دار/ بابای کارخونه دار/ بابای کارخونه دار/ تخت ه تور دار/ پتوی قلب دار/دادش ه زن ندار/ پسر عموی زیبای خوش چهره ی چهره ی تو دل بروی ۶ ماهه/ مامان مهربون که آشپزیش خوبه / راکوتن ه گیرون / یک خط موبایل / برچسب باربی روی کی برد/ عموی مجرد ه جان!/ خاله ی خارج زندگی کننده (آلمان)/یک عدد دختر عمه ی بسیار ناز ه فوق العاده ی ۱۱ ماهه/ جزوه ی فیزیک پایه ی مفقود شده/۲۰ جفت کفش در سال/ اتاق خصوصی

 

مرد مناسب برای کودک دوم: این کودک با هر مردی می سازد (هر مردی ها!)البت اگر دانشمند باشه خوش حال می شیم حیف ه خب دوستمون


نام : کودک

شهرت:سوم

آدرس: نواحی کوهستانی تهران

تلفن : ۲۲و خورده ای

موبایل:۰۹۱۲و خورده ای

ویژگی بارز: لوده ، لوده،لوده ، لوده،لوده ، لوده،فراخ (به شدت) ، شبیه ه دبیر ه محبوب ه شیمی ه همه ی ایرانیان جناب ه سلیمانی! بالش

تر ک ه: شیراز

دارایی ها: ماشین ، ماشین ، ماشین ، گفتم ماشین ، می فهمی گفتم ماشین نگفتم گواهی نامه /دیوار های نارنجیغ با الیاف ه گیاهی ه قابل خوردن/ اتاق کاملاْ خصوصی/داداش ه دربست / برادر ه مجرد (اصلاْ قصد ازدواج نداره اگه هم داشته باشه دو تا خواهر داره ، شما باید به فکر ه جون ه خودت باشی)/هر چن ماه یه عینک ه گیرون / ان ۸۰/مقنعه ی سورمه ای / داداش ه حسود که رفته عین ه روسرس کودک تمبل رو باسه کودک ه سه خرید ه(اگه می تونست باسه خودش می خرید!!/خواهر ه روان نشناس/ماشین!

 

مرد مناسب برای کودک سوم: مرد ه کور ه کچل ه کر ، هر چی باشه پذیرفته می شه ! علی الخصوص داماد سرخونه! هدف اینه که فقط داغش به دل ه مامانش نمونه!

 

شرط ه ازدواج : این کودک باید با لباس سفید به خانه ی بخت رفته و با لباس سفید نیز بازگردد!


نام: کودک

شهرت : چارم

آدرس : نواحی بی . ام .و روی تهران

تلفن : ۸۸و خورده ای

موبایل : ۰۹۱۲ و خورده ای

ویژگی بارز: چتر باز ه آویزون در تمامی ه امور ه مالی ٬ علمی ٬ ساحتی ٬زیارتی٬ تفریحی و کلن هر چیز ه مفت ه موجود!

توانایی خارق العاده برای گدایی

ترک ه :همدان و لرستان و حومه!

دارایی ها : دیوار ه برجسته / خانه در نواحی ه بی.ام.و رو (قابل توجه ه اول خان!)/خانه در نزدیکی منزل *** ی سابق ه کودک اول (کودک اول این *** را طلاق داد)/قوطی!!!/دستگاه ه چاپ ه کارت ه سوخت/وسیله ی نقلیه ی شخصی ه بدون آلودگی ه هوا/خواهر ه متین / اتاق عمومی با خواهر ه متین / تعداد ه انبوهی خاله ی جان / دایی ه تو دل برو / صندوق ه حمایت مالی / یک خط تلفن ه هم راه / ام . پی/تخت ه بسی راحت برای استراحت ه مطلق

با این همه : مردم پولشون رو می ریزن تو کار!

 

مرد مناسب برای کودک چارم:مرد ه ماشین دار ه کولر دار ه طرح دار ه خانه دار ه کدبانو

پول دار (= دزد)برای درخواست های غیر منتظره ی کودک ه چار!!


نام : کودک

شهرت : تمبل

آدرس:غرب

تلفن:۴۴ و خورده ای

موبایل : ۰۹۱۲ و خورده ای

ویژگی بارز: تمبل ، پول دار ، پول دار ، پول دار ، پول دار ، قد بلند و دراااااااااااز، دوست و دوست دار ه مامان برزی

ترک ه : ایران!

دارایی ها :  پیرهن ه آبی /ماشین ه طرح دار / چادر ه دکمه دار / عینک ه گیرون /۲ تا نوت بوک + یه کامفیوتر / مانیتور ه گیرون / یک خط تلفن همراه/دو دست مبل ه گیرون(ویلچر) / تی وی ه زیبای هوشمند!/کفش ۷۰ هزار تومنی که کودک ه چار اظهار کرد:"دولوخ گفته ۱۴۰ هزار تومنه"/شلوار ه غیر فرم / دو تا خواهر که خیلی خواهرن / کفش ه سنگاپوری که باباش از قبرس آورده/ مانتوی ۲۰۰۷/دندون های ارتودنسی شده / یخچال ه عمیق / یخچال ه خیلی خیلی عمیق که یخ تف می کنه

 

 مرد مناسب برای کودک تمبل:شاهزاده ای با هشت خواهر و یک اسب ه سفید ! همین!


 
یادتونه؟!؟!
حالا داراییهامون آیا هموناست؟
چیا کم دارن و چیا زیاد؟
مرد مناسب چی؟
الان اصلا کجای زندگی ایم؟
اگرچه فقط سه سال گذشته!
 
یاد باد آن روزگاران یاد باد!

D:

درن .. درن ..



با ما باشید

بزودی خواهیم داشت»

کودک ه عروس ه واقعی



ینی کی میتونه باشه؟

در مسابقه شرکت کنید :دی

تقدیم به یک "یک "

 

یکی بود یکی نبود !

غیر از خدا مهربون یکی دیگه هم بود

و امروز تولد یکی بود

که از قضا اون یکی خیلی هم پولدار بود

و معلومه که خود یک جان بود

 

کودک ه یک

تولدت مبارک

همراه با ماچ و بوسه

 

 

شامشو کی می دی ؟!

یادم آید روز باران

گردش یک روز دیرین....

 

 

 

کودک ه یک دل گرفته است...خیلی دل گرفته....

کودک یک ه عروس!

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــله!

و این گونه شد که کودک یک و کودک دو و تمبل جان و کودک جدید (درایور سابق کودکان!) به عروسی رفتند!!!

و فکر کن، فقط تصور کن، که همه ی کودکا غیر کودک یک که کودک کار هستش و دمبال یه لقمه نون حلاله، بقیه کودکا با موی شینیون شده اومدن عروسی! و کودک یک مبهوت بود...کودک یک متعجب بود...که واعجبا! اینا رفتن شیک و مجلسی شدن اومدن عروسی بعد من هلک و هلک پاشدم از سر کار اومدم عروسی که چی آخه؟ خلاصه، عروسی رفتن همانا، عروس شدن کودک یک همانا!

عروس مربوطه قصد کرد که دست گل رو پرت کنه، و کودک یک با عزمی کودکانه دست گل را گرفت!

کودک یک ه قهرمان! کودک یک ه عروس! کودک یک ه بخت گشایش داده شده!!!

به به!!

برای کودک ه یک آرزوی خوشبختی کنید!

من: کودک ه یک ه بخت ه باز دار!!!

خلاصه این که /بهاری دیگر / بی حضور تو / از راه می رسد ..

 

سلااام !

 

این جا معدن ه لب ه لعل است و کان ه حسن !

جای شما بسیییار خالی ه

 

غرض ازمزاحمت این که سال ه نوتون مباارک :)

بسیار چاکر و خاطر خواهیم :)

 

کودک ه ۳ .

 

 

Pc e man kheng shode farsi nemizane!

Kooodaka eidetoon mobarak!!

89 e khoobi dashte bashin!!

Doosetoon daram!

man: koodake 1 e vafadar be koodak!

معلوم الحال!

از کودک یک به کودک سه!

میدونی چیه؟ تو یه معلوم الحالی!

و این که دیدی اون نی شیرا واقعا مزه داشت؟ موزی ش چطور بود سه جان؟ من با شکلاتیش بسی محظوظ (یا همین کلمه با هزار نوع املای دیگه!) شدم!!!

و این که دزد پست فطرت! شکلات نود و پنج درصدم دستته و اگر آسیبی بهت برسه نود و پنج درصدتو نابود میکنم!!!

و یه چیچک م دستته! از اونایی که وقتی بچه بودم عقده ش رو دلم مونده بود!!

خب!

تماس بگیر کارتون دارم!!!

من: کودک ه یک ه شکلات دوست ه پولدار!

منتظر نوشته ی کامل ما باشید! درن درن!


و اینک چشمه ای از نوشته ی کودکان در راستای ِ دوست ِ عزیز و فرهیخخخخته ی هر سمپادی؛ امیرخانی!


مقدمه: تیم کودکان در حاب تدوین نوشته ای در خور هستند، در این پست شاهد تکه ی کوتاهی از این نوشته هستید! دعا بفرمایید ما آدم شویم و کمی کم کار شویم تا وقت بکنیم مثل ه دوست فرهیخخخخته مون ما هم از این چیز میزا بیشتر بنویسیم.


(آن سالها که ما هنوز بچه مدرسه ای بودیم) ما را مي‌خواستند آموزش و پرورش و از دين مي‌پرسيدند! مي‌گفتيم مثلا در شبِ نیمه ی شعبان هزار ظرفِ يك‌بار مصرف سحري داده مي‌شود در مدرسه‌ي هشت‌صد نفره، عددِ تدين چند ظرفِ يك‌بار مصرف است؟ براي‌شان از آش‌پزخانه‌ي هياتِ فارغ‌التحصيلان مي‌گفتيم كه سالاد الویه اش را كسي قاطی پاطی و درست می کند که برای ِ خودش یک پا بلکم یک دست و پا و بلکم یک پارچه آقازاده است و همان‌جا در حالی که اقازاده است، با آن یکی دستش، کودک هم هست آن هم از نوع تمبل!و با آن یکی دستش، رتبه ی فیلان رقمی کنکور هم شده و چند واحدی هم پاس کرده ... (یعنی شما ببینید این بچه چقدرررر پرورش یافته که بیش از چند دست پیدا کرده!) چيزي كه در اتاقِ فكر بنياد فلان و سازمانِ بهمان هم پيدا نمي‌شود! ... 


پ.ن: برای کمک بیشتر به خوانندگان عزیز تکه ای از نوشته ی دوستمون رو هم میارم این جا از این قرار که :

ما را مي‌خواستند آموزش و پرورش و از دين مي‌پرسيدند! مي‌گفتيم مثلا در شبِ بيست و يكم هزار ظرفِ يك‌بار مصرف سحري داده مي‌شود در مدرسه‌ي هشت‌صد نفره، عددِ تدين چند ظرفِ يك‌بار مصرف است؟ براي‌شان از آش‌پزخانه‌ي هياتِ فارغ‌التحصيلان مي‌گفتيم كه آب‌كش دستِ كسي است كه پذيرشِ بركلي دارد و كف‌گير دستِ ديگري است كه همان‌جا پشتِ مبايل، نفت سوآپ مي‌كند و نثارريز عضوِ ارشد تيم ملي المپياد فيزيك در سال‌هاي دور است... چيزي كه در اتاقِ فكر بنياد فلان و سازمانِ بهمان هم پيدا نمي‌شود!از آن طرف سينه‌زنِ چنين هياتي نيز يك رقميِ كنكور بود و استادِ نمونه و دانش‌آموزِ برجسته...


دل تنگی تازه مال ه اولشه ..

 

از: کودک ۳

به: کودک ۱

سلام.

سلام لعنتی ه عزیز ه من !

 

لعنتی ! چرا رفتی چسبیدی به زنده گی ، به کاار ، به مشق ، به درس ، به اون سفیر ه لعنتی !

بیا یه ریزه بچسب به من خب !

ملتفتی؟

اصلن ، عااشقتم غلییظ ! برام خورشت ه هویج بپز ، دعوتم کن بیام بخورم . بعد با هم از اون شیرینیا درست کنیم (چی بود اسمش؟) که عین ه اون روز به جای سفید ه بلوری بشه قهوه ای ه بد رنگ ه خوش مزه ، هی همشو تنهایی بخوریم ! بعد هم زمان چایی هورت بکشیم و چرت و پرتامونو به هم ارائه بدیم و غیبت هم بکنیم اصلن !

می خوام شبم بمونم خونتون ، منم رو تخت می خوابم ! تو رو زمین بخواب !

 منم برات پاستیل می خرم :)

ها راستی ، من از ۱۳ ام ه بهمن به اون ور می تونم بیام :)

 

پ.ن: خاک دل تنگ

آب اش را می خواهد

دانه اش را می خواهد

خیش

خیش اش را

می خواهد ...

 

پ.ن۲ : خنده ی مخملی

پ.ن۳:خواستی بگو ، بقیه هم بیان :دی

 

 

 

حالا که اصرار می کنید تولدتونم مبارک!


بهله :)

ما انقدر غذا خوردیییییییییییییم که من نمیتونم بنویسم از مسایل حاشیه ای ای چون خواستگار مشترک/ تک پسر با ریشه/پرایدوی صورتی/ کفش گیرون کودک اول/ ساعت گیرون تر کودک دوم/ شعور فزاینده ی کودک چارم در خرید به موقع کادوی تولد برای کودکان دو و تمبل/ و هزاران خبر جالب و خواندنی دیگر!

بعله!

ما رفتیم عروس لبنان غذای عربی خوردیم با شیرینی با ترشی با دوغ با چایی با آب لیمو و نعناع با ماشین!



از فرط سیری توانایی پز دادنم کم شده حتی :))



کودک 4. 



پ.ن: کی اون پست کودک استکبار ستیز رو ثبت موقت کرده؟؟؟ ها؟ ها؟؟ کار ه خودته استکبارستیز؟؟؟ من و کودک درایور واسه اون کلی انرژی نهاده بودیما ناسلامتی.






کودکان دلاور!

روز دانشجوتون مبارک!
حالا البت که ما همه میدونیم که کودک چار که رشته ش رشته نیس که بخوایم دانشجو حسابش کنیم.

سه ام که شیرازی ه و ذاتا یه خصوصیاتی داره که با خصوصیت اصلی یه دانشجو که تلاشگر بودنه متضاده.

از دو و تمبل خبر ندارم اما خب دو جان رو میشه شدیدا یه دانشجو به حساب آورد.

من استراحت میکنم!!!!

امری باشه با بنده!

در ضمن, هفته بعد که امتحان دارم؛ اما بعدش ببینیمتون کودکا!!!!

من جدی ام!

بنده: کودک ه یک ه تلاشگر و متعالی!